نایب بیان

مخموری مرا بجز این می علاج نیست ......... مطلب عیان بوَد به بیان احتیاج نیست

نایب بیان

مخموری مرا بجز این می علاج نیست ......... مطلب عیان بوَد به بیان احتیاج نیست

نایب بیان

شمعیم و خوانده ایم خط سرنوشت خویش
ما را برای سوز و گداز آفریده اند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بسم الله الرحمن الرحیم
اینجا، آرایشگاه اندیشه و کلام من است.
در دیار حادثه های رنگارنگ و در بن بست
قافیه های تنگاتنگ.

اینجا، آرامشگاه دغدغه هایی ست که
گاهی از واژه های سکوت فاصله می گیرد
و گاهی نوای حوصله را با واژه های بی صدا
فریاد می زند!
اینجا،خانۀ خلوص و خلوت من است.
اینجا، با گلواژه های عطش و عشق و تماشا
مفروش می شود و با اقاقی های آویخته بر
دیوار صبر، به استقبال لاله ها می رود.
امید که در میزبانی آیه های انتظار، پای
استقامتم لنگ نباشد.

نایب بیان، واژه ایست که از واژگونی
نمی هراسد و ازهیچ سمت و سویی
به بن بست نمی رسد.
نایب بیان، واژه ایست مستوی که نگاه
معیوب چپ و راست، اصالت او را به هم
نمی ریزد و مفهومش را تغییر نمی دهد.

نایب، از اسلام آمریکایی و تشیّع انگلیسی
بیزار است و با آن می ستیزد.
نایب، درعمل به آموزه های دینی و انتخاب
مشی سیاسی، رهرو امام خمینی و مرید
و مقلد امام خامنه ایست. با این وجود برای
همۀ مراجع آگاه و علمای دلسوز شیعه
احترام ویژه قائل است و از محضر علم و ادب
آنها درس معرفت وبصیرت می آموزد.

نایب، در جبهۀ فرهنگی و سیاسی نیز
به کسانی احترام می گذارد که بر حفظ
آبروی جمهوری اسلامی همت می گمارند
و برای اعتلای فرهنگ شیعه تلاش می کنند،

یقیناً وقت شما با ارزش است، به همین
دلیل راضی نیستم از روی ناچاری و یا
معذوریت های دوستانه، وقت گرانبهایتان
را برای خواندن مطالب این وبلاگ تلف کنید.
کامنت های شما را هم دوست دارم. اما
رضایت و مسرّت شما را بیشتر!

انتقاد، پیشنهاد، و تذکرات شما را با کمال
میل پذیرا هستم....

هیچیک از مطالب این وبلاگ اقتباس و
کپی پیست نیست. اما کپی برداری از
نوشته های این وبلاگ با ذکر نام برای
همه آزاد است و نیاز به اجازه ندارد..

این وبلاگ از تأیید کامنت های تبلیغاتی
در هر زمینه ای که باشد معذور است.

هر وبلاگی را که مناسب بدانم، لینک
و یا دنبال میکنم. دیگران نیز در لینک دادن
به این وبلاگ آزادند.

به کسانی که در خواست لینک یا دنبال
شدن می کنند پاسخ نخواهم داد.....

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

وفاق یا نفاق؟

جمعه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۵۱ ق.ظ

دیشب، افطاری مهمان بودیم. جایی که جمعی از اهل قلم و ارباب رسانه حضور داشتند...!

یک نفر مهمان ویژه، معدودی از نمایندگان اقلیت و اکثریت مجلس سابق، دو نفر از مدیران تلویزیون و بقیۀ مدعوین از مدیران و نویسندگان چهار روزنامه پر تیراژ کشور بودند – با گرایش های کاملاٌ متضاد –

میزبان، خانۀ نسبتاً بزرگی داشت و روحی بسیار وسیع تر از خانه اش. سفره ای گسترده بود به قد و قوارۀ دو جناح سیاسی. اما من با شناختی که از خلقیات و روحیات بعضی مهمانان داشتم. فکر می کردم که افراد هر جناح در قسمتی از سفره و جدا از افراد جناح دیگر می نشینند. یعنی تصورم این بود که هیچ کدام از چهره های دو گروه نتوانند حتی دقیقه ای کنار هم آرام بگیرند و همدیگر را تحمل کنند.

ولی برخلاف انتظار، انگار به برکت سفرۀ افطار و شاید به احترام میزبان که شخصیت موجّهی دارد، هر دو طیف در وقت ورود و در تمام مدت حضورشان که تا نیمه شب به طول انجامید، آن چنان نسبت به هم ابراز محبت و علاقه می کردند و آن قدر همدیگر را تحویل گرفتند که حتی دوربین های حرفه ای خودشون هم قادر نبود صحنه های صمیمی و لحظه های خوش و بش آنها را به تصویر بکشد.

قبل از افطار، نماز جماعت خوانده شد. بعد از افطار نیز مهمان ویژه با آگاهی دقیقی که داشت، حدود 45 دقیقه در بارۀ اوضاع سیاسی منطقه صحبت کرد (با تحلیلی مبتنی بر اطلاعات خودش و رهنمود های روشنگرانۀ حضرت ماه) که خیلی عبرت آموز و امید آفرین بود. تحلیلی که توانست ارباب رسانه را اقناع کند و آنها را به تمجید و هورا و صلوات وا دارد!!

یکی از عجایب سیاسی روزگار ما همین است که این ژورنالیست های حرفه ای، در رسانه هاشون جوری علیه اندیشه و افکار یکدیگر قلم می زنند و آنچنان همدیگر را محکوم و منکوب می کنند، که گویی در میدان جنگ ایستاده و دشمن خونی یکدیگرند...! اما، در مجالس و محافل حضوری آنچنان همدیگر را در آغوش می کشند و ماچ و بوسه نثار هم می کنند که گویی سال ها دلتنگ دیدار و مشتاق زیارت یکدیگر بوده اند...!!

.

.

پ.ن:

هرچند که روش و منش خود من هم، کم از رفتار آنها نبوده و نیست. اما، مانده ام اسم این دوگانگی را چی بگذارم. فقط خدا کند این قبیل رفتار ها در این گونه مهمانی ها، بهانه ای باشد برای رسیدن به مرز وفاق و دور شدن از ورطۀ نفاق..!

 

 

نظرات  (۲۸)

۲۱ خرداد ۹۵ ، ۰۹:۰۱ ....مسعود ....
متشکرم 
پاسخ:
تشکر از چی؟
فکر کنم مطلب رو نخوندی!!!
آهان ازون لحاظ
جال بود
پاسخ:
...؟
۲۱ خرداد ۹۵ ، ۱۰:۰۰ میثم علی زلفی
 وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَیْکُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیاةِ الدُّنْیا
 به کسى که سلام به شما مى‏کند نگوئید مؤمن نیستى- تا به منظور گرفتن اموالش او را به قتل برسانی (نساء 94)

این خیلی مرام خوبی است که کسانی که از نظر فکری مخالف همند اما مسلمان اند همدیگر را تحمل می کنند. اگر چه به شدت افکار یکدیگر را طرد می کنند. و اتفاقا در این جلسه نفاقی نبوده است چرا که هر کسی جبهه و جناحش و روش فکریش مشخص بوده ولی مسلمانی دیگری را نفی نکرده است.

این مطلب را که یکی از دوستانم نوشته است. راجع به کسی که حرفهای دیگران درباره ی او به جایی رسید که کم کم داشت او را از دایره اسلام هم خارج می کرد.
این مطلب حرف های حضرت ماه است.
http://fetrateelahi.blog.ir/post/13
(البته دل ما با این آقا دیگر صاف نیست)
پاسخ:
ممنون که خواندید

البته آیه مورد استناد شما در مورد این ماجرا خیلی صدق نمیکند. چون هیچ کدام از دو گروه حاضر در مجلس، همدیگر را یهودی یا کافر نمی دانند و قصد مصادرۀ اموال یکدیگر را هم ندارند.!

اما من خودم به شخصه با این مرام مخالفتی ندارم و علیرغم سماجتی که نسبت به خط فکری و سیاسی خودم در مقابل جناح حریف دارم، هیچگاه نه آنها را تکفیر می کنم و نه خدای نکرده اهل دشنام و ناسزا هستم. اما تا دلت بخواهد باهاشون مخالفم و هیچ وقت هم در مواضع سیاسی با آنها کنار نخواهم آمد. 

اون پست را هم خواندم. نوشته اش منصفانه، مستدل و منطقی بود. اما اگر دقت فرموده باشید، حضرت آقا نسبت به جریان فتنه 88 و سران فتنه همیشه مرزبندی خاصی داشتند که در همان نوشته هم به آن اشاره شده است. با این وجود و علیرغم تأکیدهای مکرر مقام معظم رهبری، هنوز بعضی از افراد همین جناح ها و لیدر هاشون و حتی خود آقای روحانی باز هم در مقالات و سخنرانی های رسمی شون، نسبت به رفع حصر و بی گناهی و مظلومیت سران فتنه شعار دادند و به نفع آنها جو درست کردند. خب، به نظر شما با این جماعت چه باید کرد و چه نامی زیبنده این هاست. آیا این ها نمی توانند مصداق نفاق باشند؟ 
در همین مهمانی که عرض کردم کسانی بودند که هنوز معتقدند در ماجرای انتخابات 88 فتنه ای در کار نبوده و نظام حق آقای فلانی را ضایع کرده است. 
به همین دلیل می شود گفت که اگر در گفتار و رفتار این حضرات نفاق نیست، حداقل عناد شدید نهفته است.!
این جماعت سیاسیون رو فقط خدا می شناسه :|
داد و بیداد و دعوا و جنگ و مرافه شون میشه سهم ما ؛ خوش و بش و خنده و شادی شون میشه سهم خودشون !
اغتشاش گرن بس که :)


حالا میگم که رسایی و مطهری هم کنار هم می شینن ؟ یا مثلا مطهری و کوچک زاده ؟
آدم یاد تام و جری می افته ! یا میگ میگ و گرگه !
پاسخ:
متآسفانه مرام سیاسیون بی تقوا همیشه این جور بوده که از مردم بعنوان ظروف یکبار مصرف استفاده می کنند، اما این مردم هستند که باید حواس شون جمع باشه و فریب شعار های توخالی و ظاهری احزاب و سیاسیون منفعت طلب را نخورند و زیر عَلَم آنها زنده باد و مرده باد نگویند..!


اون ها را ندیدم. 
اما، به قول روحانی اعتدال گرا، در عالم سیاست همه چی ممکن است و می شود به همه چی خوشبین بود.!!
بنظر میرسه این جماعت من باب قاعده گذر پوست به دباغان است چاره ای جز خوش و بش ندارن
وگرنه به قول معروف کسی که سر جیبش دوخته باشه برخوردهاش فرقی نمیکنه 
یک مساله ای هم هست اونم اینکه ما ملت عوام فکر میکنیم اینا باهم مشکل دارن و میزنن تو سر کله هم درحالیکه خیلی ازین دعواها الکیه اصلن 

پاسخ:
درسته، این جماعت زرنگ تر از این حرف ها تشریف دارن که ما فکر می کنیم.! نه تنها سر جیبشان دوخته نیست بلکه بعضی هاشون کیسه دوخته اند برای منافع باندی و حزبی خودشون! 

البته نه همه شون. ولی بعضی هاشون واقعاً از روی دلسوزی فریاد می زنند و سر اصول انقلاب با هم دعوا دارند...!
شاید آنجا گود رقابت است و اینجا عرصه رفاقت

قبول باشد طاعاتتان
پاسخ:
تجربه نشون داده که در عالَم سیاست، رفاقت بیش از رقابت کارساز است.

ممنون 
از شما هم قبول باشد.
ریشه ای از اینگونه رفتار در منش تعارف گونه ی ما ایرانی هاست
یاد گرفتیم روبروی همدیگر پر از تعارفات و رودربایستی ها باشیم..



پاسخ:
از بس ما ایرانی ها خوبیم و از نفاق و دو رویی به دوریم...! :)
به نظر من تمرینی است برای نفاق بیشتر تا این که عاملی باشه واسه دوری ازش
:(


پاسخ:
حالا حداقل یک ذره استثناء قائل می شدی.
چون ناسلامتی خود من هم توی اون جمع بودم و با بعضی هاشون یه خورده خوش و بش داشتم..!!

البته من در مواجهه با این افراد، هیچ وقت بی حرف نمی مانم و با شوخی های آنچنانی کلّی متلک بارشون میکنم.!!
چه عرض کنم والا!
پاسخ:
هیچی آقا، 
فقط دعا بفرمایید.
۲۱ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۱۸ مهدی زراعتی رخشاندل
سلام
ممنونم برادر عزیزم
موفق باشید
پاسخ:
سلام

سپاسگزارم برادر.
ضعف بزرگیه به نظرم، اینکه افراد وقتی طرف شونو نمیبینن هرجوری میخوان رفتار میکنن و توهین و تحقیر شون تمومی نداره.ولی وقتی رو در رو میشن ورق برمیگرده!
هم یه ضعف شخصیتی هست و هم از نظر اتحادی یک جامعه رو دچار ضعف میکنه. خیلی بده که آدمهای یه کشور افراد خودی رو خورد کنن. اون وقت دیگه از بیگانه توقعی نمیره!

پاسخ:
قطعاً رفتار های اینچنینی ممدوح و پسندیده نیست. و لی متأسفانه دامنگیر رجال سیاسی ما شده و کم کم دارد به سطوح پایین تر جامعه هم سرایت میکند.
سلام بر نایب گل ما
ای نایب عزیز که یادت به خیر باد
با این نوشته ها حال ما رو جا میاری و دلمون رو شاد می کنی.
بابا یه امضا هم به ما بده. با بزرگان می پلکید!
دعواها خیلی جاها پایین هرمه، نوک هرم با هم خوشن و برا هم پپسی وا می کنن.
لزوما شاید نفاق هم نباشه.
ذات روبرو شدن، باعث نرمی میشه.
شاید یه دلیل اسلام به شدید بودن روابط حضوری مردم، همین باشه.
دیروز یه طلبه فرانسوی می خواست بیاد قم و یکی از آشناها به من گفت فلان جا رو می تونی براش جور کنی؟ گفتم نه.
اما وقتی حضورا بحث شد، نظرم برگشت.
بگذریم. ماه مبارکت، مبارک
طاعات و طاماتت هم قبول برادر
التماس فجیع دعا
نشد دست کم نفرین.
شیرت بخورد به که سگت ناز کند:)))
پاسخ:
سلام بر نجفی گل
وبلاگ ما مثل سبد کالای دولت تدبیر و امید می مونه. یعنی فقط حرفه ولی از کالا مالا توش خبری نیست.

من حاضرم همه این اکابر و سیاسیون رو یک جا پیشکش شما کنم . بجاش نیم ساعت نگاه کردن به حرم امام رضا یا حضرت معصومه را بهم بدن..

درست میفرمایید. دعوا ها بیشتر در سطح رسانه هاست و به تبع آنها در بین مردم بیچاره. دلیلش هم اینه که اگه یک هفته رسانه های دیجیتالی و کاغذی را تعطیل کنند، مملکت میشه گل و بلبل.

منم این مرام را ناشی از معذوریت های رو در رو  یا به دلیل احترام میزبان و امثال این چیز ها می دانم. ولی با این وجود حساب بعضی هاشون البته جداست.
شما هم اگر بادتون بود و باران گرفت، دعایی به حال بیابان کنید.
دوستتون دارم.
۲۱ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۲۲ نشسته خنده
دعا برای ظهور بهترین کار است 
اللهم عجل لولیک الفرج 
و العافیه و النصر 
وجعلنا من خیر اعوانهی و انصاره
و المستشهدین بین یدیه
پاسخ:
دعا برای ظهور بهترین کار است. 
همراه با بصیرت و کار و تلاش.

ممنون از شما.
۲۲ خرداد ۹۵ ، ۰۱:۲۶ میثم علی زلفی
سلام مجدد
از اینکه پاسخ دادید تشکر
در کامنت قبل 2 مطلب را می خواستم برسانم که کوتاهی های آن ظاهرا ما را ناکام گذاشت.آن دو نکته این بود:
اولا: اتفاقا قصد بنده از آوردن آیه این بود که بگویم اینها کسانی هستند که همدیگر را یهودی و کافر نمی دانند و لذا لازم نیست کمر به قتل هم ببندند و حتی در مهمانی ها هم ابراز خصومت کنند.
وثانیا: اینکه وقتی همه از ماهیت ها و افکار همدیگر با خبر هستند و حتی مردم هم می دانند که فلانی در فلان جبهه است و با فلان شخص 100 در صد اختلاف نظر دارد. دیگر طرح مسئله نفاق بی معنی است.

اما اینکه فرمودید بغض و کینه ی شدید آنها را نشان می دهد حرف درست و خوبی است. اما یادمان نرود که مومنینی وجود دارند که کینه های همدیگر را تا روز قیامت به سینه دارند و این کینه ها بسیار شدید هم هست. فلذا این امر باعث نشود که ما قضاوتی ناسالم نسبت به کینه توزان به رهبری داشته باشیم.
قطعا و حتما و یقینا اگر کسی اقدامی بر علیه رهبری انجام دهد سکوت ما را نخواهد دید کما اینکه تا کنون ندیده اند. اما صرف خصومت به خاطر کدورت از یک واقعه که خودشان را محق می دانند نمی توانیم آنها را از حیز انتفاع ساقط کنیم و آنها را کافر و بی دین و مزدور دشمن و ... بدانیم. بسیاری از آنها همان مومنان سابق اند که از نظام به دلایل واهی و اشتباه کینه ای هم دارند. باید آگاه شوند اگر نشوند باید آنها را تحمل کنیم اگر قصد توطئه داشتند آنگاه تومارشان را در هم می پیچیم تا بیش از این به خریت خود ادامه ندهند.

آیه این است:
وَ نَزَعْنَا مَا فىِ صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍ‏ّ تجَْرِى مِن تحَْتهِِمُ الْأَنهَْارُ  غل" به معناى کینه و عداوت و خشم درونى است
آیه می فرماید کینه های درونی بهشتیان را از دلهاشان بیرون می کشیم تا در بهشت بی کینه و خشم و با راحتی زندگی کنند.
یعنی معلوم می شود در بهشتی ها هم آدم های کینه ای وجود دارند قبل از بهشت رفتن
پاسخ:
سلامی دو باره
مخلص شما هستم و سپاسگزار

در مورد اولاً و ثانیاً بحثی نیست و موافقم

در مورد پاراگراف بعدی، حرف بسیار است. اما، جای بحثش اینجا نیست. فقط عجالتاً همین قدر اشاره کنم که فتنه 88 و سران فتنه را نباید دست کم گرفت و به این سادگی نمی شود از آن ها گذشت. کما اینکه خود رهبری صد ها بار توطئه فتنه را گوشزد و آن را خط قرمز اعلام فرموده اند، متقابلاً عده ای هم شدیداً از سران فتنه حمایت می کنند. هم در پنهان و هم آشکارا . بنابراین، حساب این ها را از سایر مؤمنین و کسانی که گاهی اعتراض های منطقی به بعضی از سیاست های نظام دارند، باید جدا کرد. و ما هم واقعاً این را قبول داریم. کما اینکه خود بنده هم جزو منتقدین هستم..

ضمن اینکه بنده نه در این نوشته و نه در کامنت ها، کسی را از حیّز انتفاع ساقط نکردم. بحث نفاق را هم مستقیم به کسی نسبت ندادم. بلکه در پینوشت، جوری نوشتم که اول به خودم گوشزد کردم و بعد هم جمله را به صورت دعا نوشتم که ان شاءالله به سمت وفاق و دور شدن از نفاق برویم. بنابراین فکر نمیکنم ابهامی در این زمینه وجود داشته باشد...

در مورد آیۀ مورد اشاره هم حرفی ندارم. ان شاءالله خود ما هم جزو همان بهشتی ها باشیم و....  
بیچاره ما مردم .. 
خوش وبش وبگو وبخند برای سفره دورهمی. تنش ودعوا وزیراب  زنی برای ماها ..
چند سال پیش دعوای ریاست قوه مجریه ومقننه آخر با تذکر حضرت آقا حل شد ..خدا میدونه چقدر استرس به مردم وارد شد .
مردم خودشون انقدر نگرانی دارند دعوای اینها هم میشه قوز بالا قوز .
خدا هدایتشان کنه
پاسخ:
بیچاره اونها...!!

اگر مردم حواس شون جمع باشه، اونها تأدیب می شوند و نمی توانند کاری از پیش ببرند..
۲۲ خرداد ۹۵ ، ۰۵:۰۵ سید ابوالفضل ساقی
من جای تو بودم اخوی یک کوکتل مولوتوف میزدم وسط سفره افطار ، غذاشون کوفتشون بشه!
پاسخ:
این کوکتل مولوتوفی که میگی چیه؟!!
خوردنیه یا نوشیدنی!!؟؟
گمانم یه نوع ساندویچه، آره؟؟

وفاق منافقانه :|

پاسخ:
عجب اصطلاحی 
این را باید در فرهنگ واژه های سیاسی ثبتش کنیم.!!
۲۲ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۵۵ میثم علی زلفی
حرف درستی است. ما هم با شما هم عقیده ایم.
مطالب را هم از باب فذکر گفتم و قصد تعریض نداشتم
قطعا بزرگواری مثل شما از این حرفها به دور است
پاسخ:
مرام شما قابل تحسین و تقدیر است برادر.
ما هم باشما همدل و هم عقیده ایم.
۲۳ خرداد ۹۵ ، ۰۲:۱۱ همسر سید علی
بیچاره مردم ...
تنها قشری که در بین نفاق و وفاق دوستان ، قربانی می شوند ...
پاسخ:
به امید روزی که جای حفره های نفاق، شاهد سفره های وفاق و اتفاق باشیم. 
سلام
رفتار دوگانه ی جناحای سیاسی خیلی عجیب نیست
چون سیاست هست و کیاستش
اما اینکه اون رفاقته درست باشه یا رقابتی که توش نفاقه،اون مهمه
پاسخ:
سلام.
به امید روزی که سیاست ما عین دیانت ما باشد
و رقابت ها بر اساس رفاقت شکل بگیره
و وفاق ها هم عاری از نفاق باشه.

ممنون از شما
اومدید اولین نفر :)
پاسخ:
بسی سپاس
۲۳ خرداد ۹۵ ، ۱۹:۳۲ آب‌گینه موسوی

سلامُ علیکم؛

البتّه که متوجّهِ جانِ کلامِ شما شدم ولی این هم در ذهنم آمد که گاهی دو نفر ممکن است، سلایقِ سیاسیِ هم‌سانی نداشته باشند، ولی دوستانِ خیلی خوبی باشند. یا مثلاً شیعه و سنّی از لحاظِ اعتقادی کاملاً با هم متفاوتند و از جهتِ رستگاری و عاقبت هم که بسی متفاوت‎تر ولی در این دنیای مُلک، مجبور به وحدتِ سیاسی هستیم و مدارا و معاشرت.   

پاسخ:
علیک السلام.

دقیقاً همینطوره.
یعنی سلایق و علایق سیاسی جای خود. اما، آداب معاشرت و نیک رفتاری هم به جای خود.
به این میگوییم: رقیب نجیب. یا مخالفت نجیبانه...

من خودم با خیلی هاشون همینطورم. به استثنای بعضی ها که عنادشان برایم محرز است.
۲۴ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۴۵ مردی بنام شقایق ...
سلام

حزب باد بودن و نان به نرخ روز خوری و مطلحت طلبی متاسفانه متاسفانه متاسفانه نافرم گریبانگیر سیاسیون ما شده بعضا!
پاسخ:
باید از درون همین سیاسیون نا همزاد، شقایق هایی پرورش دهیم در قامت یک مَرد...!!
۲۵ خرداد ۹۵ ، ۰۱:۳۳ سروش آسمانی
جالب بود. به شخصه خیلی از این صحنه ها را دیده ام اما مهم اینه که در عمل، وبه وقتش، اخلاق و انصاف داشته باشن.
پاسخ:
ان اشاءالله همینطور باشه.
۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۰:۳۱ صحبتِ جانانه
سلام و رحمت خدا بر شما

ممنونم از شما
هر یه نظرتون دستم رسید
عذر می خوام دبر تشکر می کنم
مشغولیت اجازه نداد زودتر عرض تشکر و ادب کنم
بزرگواری کردید
ممنون
پاسخ:
سلام و سپاس

بنده هم عذر زحمت دارم. 
فقط می خواستم مطمئن شم که رسیده است یانه.
انجام وظیفه بود.
سلام نایب جان عزیز و گلم
اولا با دعای گربه سیاه باران نمی آید لذا به بیابان بودنت قانع باش و فکر باران را از کله ات بیرون بنما عزیزم:)))
از باب انجام وظیف چشم.
دوم اینکه خوشم می آید بالاخره حقیقت وجودن منکشف شد دکتر جان، و یک نفر تیرش با دقیقا وسط هدف زد و روشن کرد کسی که با جمعی منافق نشست و برخاست داشته باشد از باب کبوتر با کبوتر باز با غاز و السنخیه دلیل الانضمام، خوش هم منافق خواهد بود!!!!!!!! :))))))))))
حالا جدای از شوخی، طاعات شما قبول و رحلت شهادت گونه حضرت ابوطالب و حضرت خدیجه علیهما السلام بر شما تسلیت.
یا علی
قربانت
تا بعد
پاسخ:
سلام و ستاره و نور؛
یعنی شما توقع داری در وادی برهوت بمانم و بمیرم؟ 
نه جانم، باران نیاز دارم در حد رگبار تا دوباره در بوستان حیات بِرویَم و  بیشترتر رائحه خوش انتظار را ببویم.

وای اگر بدانی چقدر خوشحالم  که خوانندگان این وبلاگ همه زرنگ و زیرک تشریف دارند و خدا رو شکر همشون از خودم باسواد ترند. پس دیر یا زود، آنچه را که باید بالاخره منکشف می فرمایند.! 
و خیلی خوشحال تر از این که ساده ترین کس در جمع دوستان وبلاگی خودم هستم. البته از نوع بی شیله پیله اش. می بینی که چقدر راحت وقایع اتفاقیه را بی کم و کاست خدمتشون میگم. چه از لانۀ نفاق باشد و چه از خانۀ وفاق.!!!
در ضمن السنخیة دلیل الانضمام این روز ها دیگر عمومیت ندارد. چون استثنائاتش بیشتر از قاعده رواج پیدا کرده است. وقتی در مراسم های آنچنانی حضرات متشخص اخانید، در ردیف جلو جلوس می فرمایند، از من عوام کالانعام چه توقعی می شود داشت. هان؟

خوب شد یادآوری فرمودی امشب یک زیارت نامه بخوانم.
بقول جوونترا:
 فدا مدا
آقا نایب
شما رو به خدا نظرات منو حمل بر غیر ادب و احترام نکنید.
من کسی رو دوست داشته باشم اینجور باهاش حرف می زنم و الا رسمی و اتوکشیده میام میگم: "تشکر از اینکه سر زدید."
همچنین ضمیرهای مفرد رو هم حمل به تسقط الاداب بین الاحباب کنید.
دیگه همین
کوچولو ها خوبن؟
از طرف ما ببوسیدشون
پاسخ:
خداییش دعا می کنم همیشه قبراق و سر حال باشی.
 حداقل کامنت دونی ما این جوری پر تر و کلی هم خوش به حالم میشه!!

نه عزیزم، حمل بر غیر ادب نمیکنم که هیچ، بفهمی نفهمی خوشحالم میشم. شما از این بابت راحت راحت باش.
از این که بنده را به دوستی می پذیری بسی محظوظ و مشعوفم.
کوچولوها نیز به رسم ادب دست علما را می بوسند.



سلام
قبل تر هم از یکی از دوستان خانوادگی این رو شنیده بودم.
چون این آقا و همسرشون با پسرشون کاملا متضاد بودند.
وقتی پسر به بعضی مخالفتهای پدر شدیدا اعتراض میکرد،پدر جواب میداد که ای بابا..!
فلانی و فلانی که از دو جناح متفاوت هستن وقتی به هم میرسن چنان گل و بلبل میشوند که نگو ان وقت من و شما بر سر آنها با هم بحث میکنیم.
میگفت پسر جان این بکش نکش ها و جار و جنجال فقط برای مردم و رسانه است و الا ماها وقتی افرادی از جناح مخالف را میبینیم،خیلی هم خوب و صمیمی رفتار میکنیم.!

بدترین قسمت ماجرا اینه که همه میگن رهبر رو قبول دارن ولی در عمل نشانی از قبول نیست.
غیر از نفاق چه اسم دیگه ای میشه روش گذاشت؟
اما چاره ای نیست.تحمل نظرات رو باید تمرین کرد تا کشور دچار چند دستگی و پراکندگی نشه.
البته تا جایی که اصل نظام مورد خدشه واقع نشه.

پاسخ:
حیف از اون خانواده که بخواهند زندگی و روابطشون رو سر این چیز ها، خدشه دار کنند، 
و اگر پسر یا دختری بخواهند سر این جور مسائل در برابر والدین شان بایستند و یا خدای نکرده نسبت به اونها، بی احترامی کنند. به نظر من خسرالدنیا و الآخره خواهند بود.

منافق ها هم در هر سطحی که باشند، به زودی رسوا خواهند شد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی