نایب بیان

مخموری مرا بجز این می علاج نیست ......... مطلب عیان بوَد به بیان احتیاج نیست

نایب بیان

مخموری مرا بجز این می علاج نیست ......... مطلب عیان بوَد به بیان احتیاج نیست

نایب بیان

شمعیم و خوانده ایم خط سرنوشت خویش
ما را برای سوز و گداز آفریده اند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بسم الله الرحمن الرحیم
اینجا، آرایشگاه اندیشه و کلام من است.
در دیار حادثه های رنگارنگ و در بن بست
قافیه های تنگاتنگ.

اینجا، آرامشگاه دغدغه هایی ست که
گاهی از واژه های سکوت فاصله می گیرد
و گاهی نوای حوصله را با واژه های بی صدا
فریاد می زند!
اینجا،خانۀ خلوص و خلوت من است.
اینجا، با گلواژه های عطش و عشق و تماشا
مفروش می شود و با اقاقی های آویخته بر
دیوار صبر، به استقبال لاله ها می رود.
امید که در میزبانی آیه های انتظار، پای
استقامتم لنگ نباشد.

نایب بیان، واژه ایست که از واژگونی
نمی هراسد و ازهیچ سمت و سویی
به بن بست نمی رسد.
نایب بیان، واژه ایست مستوی که نگاه
معیوب چپ و راست، اصالت او را به هم
نمی ریزد و مفهومش را تغییر نمی دهد.

نایب، از اسلام آمریکایی و تشیّع انگلیسی
بیزار است و با آن می ستیزد.
نایب، درعمل به آموزه های دینی و انتخاب
مشی سیاسی، رهرو امام خمینی و مرید
و مقلد امام خامنه ایست. با این وجود برای
همۀ مراجع آگاه و علمای دلسوز شیعه
احترام ویژه قائل است و از محضر علم و ادب
آنها درس معرفت وبصیرت می آموزد.

نایب، در جبهۀ فرهنگی و سیاسی نیز
به کسانی احترام می گذارد که بر حفظ
آبروی جمهوری اسلامی همت می گمارند
و برای اعتلای فرهنگ شیعه تلاش می کنند،

یقیناً وقت شما با ارزش است، به همین
دلیل راضی نیستم از روی ناچاری و یا
معذوریت های دوستانه، وقت گرانبهایتان
را برای خواندن مطالب این وبلاگ تلف کنید.
کامنت های شما را هم دوست دارم. اما
رضایت و مسرّت شما را بیشتر!

انتقاد، پیشنهاد، و تذکرات شما را با کمال
میل پذیرا هستم....

هیچیک از مطالب این وبلاگ اقتباس و
کپی پیست نیست. اما کپی برداری از
نوشته های این وبلاگ با ذکر نام برای
همه آزاد است و نیاز به اجازه ندارد..

این وبلاگ از تأیید کامنت های تبلیغاتی
در هر زمینه ای که باشد معذور است.

هر وبلاگی را که مناسب بدانم، لینک
و یا دنبال میکنم. دیگران نیز در لینک دادن
به این وبلاگ آزادند.

به کسانی که در خواست لینک یا دنبال
شدن می کنند پاسخ نخواهم داد.....

آخرین مطالب
مطالب پربحث‌تر

سُنت های سلیقه ای!

جمعه, ۷ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۴۳ ب.ظ

 

جملۀ «أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوء» بخشی از آیۀ 62 سورۀ نمل است. که ترجمه اش می شود:

یا کسی که وقتی درمانده ای او را بخواند، اجابتش می کند و محنت را از او بر می دارد.

در نماز جماعت مساجد و در اکثر اجتماعات مذهبی ما، چنین مرسوم است که بعد از روضه خوانی یا سخنرانی یا بین دو نماز، برای رفع گرفتاری و شفای بیماران، چندبار این قسمت از آیۀ شریفه را به صورت دسته جمعی تلاوت می کنند که اصطلاحاً به آن ختم امن یجیب می گویند.

مدت ها بود که من روی ترجمه و معنی این آیه دقیق شده بودم و می گشتم ببینم مفهوم این آیه چه ارتباطی با شفا و بیماری و حاجت های ما دارد و مفهوم دعایی این آیه در کجا نهفته است؟

راستش خیلی در این باره کنکاش کردم. حداقل به چند مورد از تفاسیر قدیم و جدید(غیر از تفسیر نمونه) مراجعه کردم. در احادیث هم تا جایی که می شد جست و جو ها را ادامه دادم. اما، در هیچکدام از آنها چنین توصیه و سفارشی را ندیدم. حتی به این مقدار اکتفا نکردم و از یک محقق پُرکار هم در این زمینه مشاوره گرفتم.

سرانجام به این نتیجه رسیدم که قرائت این بخش از آیۀ شریفه، اصلاً به منزلۀ دعا نیست و هیچ تناسبی هم با دعا و درخواست حاجتمندان ندارد. ضمن آنکه در روایات و احادیث ما نیز سند و مدرکی در این باره ذکر نشده است.

فقط در جلد 92 بحار الانوار چنین نقل شده است که ائمۀ ما به هنگام دعا، خدا را این چنین می خواندند: (لطفاً دقت بفرمایید) یَا مَنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوء ارْحَمْنِی وَ اکْشِفْ مَا بِی مِنْ غَمٍّ وَ کَرْبٍ وَ وَجَعٍ وَ دَاء.

یعنی ای کسى که دعاى مضطرّ را اجابت مى‏ کند و گرفتارى را برطرف مى‏ سازد به من رحم فرما و هرگونه ناراحتی، اندوه، درد و رنج را از من برطرف ساز...

بنابراین، چیزی که امروزه در بین ما شیعیان بعنوان ختم امن یجیب به نیّت شفای بیماران و رفع گرفتاری ها مرسوم شده است، صرفاً یک مسألۀ ذوقی و من درآوردی است و به هیچ وجه در  احادیث شیعه، سند معتبری ندارد و هیچ یک از بزرگان و مراجع نیز رسماً آن را تأیید و تجویز نکرده اند...

فقط یک جا دیدم که کسی با دو واسطه از میرزا جواد آقای ملکی تبریزی نقل کرده بود که ایشان در مواجهه با شدائد و سختی ها، قرائت این آیه را سفارش کرده است. (اما بدون انتساب به احادیث)

 

 

پ.ن:

 متن کامل آیه و ترجمۀ آن چنین است:  أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ ءَإِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِیلاً ما تَذَکَّرُونَ

یا کسی که وقتی درمانده ای او را بخواند، اجابتش می کند و محنت را از او بر می دارد و شما را جانشینان این سر زمین قرار دهد، چگونه با این خدا، خدای دیگری هست ؟ چه کم هستند انسان های پَندپذیر.!

نظرات  (۲۱)

سلام.
چیزی که به نظر بنده می رسد این است که شاید ایرادی نداشته باشد که متناسب با موقعیت ها، آیاتی از قرآن تلاوت شود. مثلا گمانم دیده ام در هنگام دعا برای بارش باران این آیه را می خواندند که "هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا... " در حالی که مضمون آیه دعا نیست بلکه اشاره دارد به بارش قرآن پس از نومیدی مردم... شاید چنین آیاتی بیش تر موجب آمادگی روحی دعا کنندگان شود.
البته خب اگر چنین چیزی در روایات وارد نشده باشد، نباید به عنوان سنتی دینی انجام شود.
پاسخ:
سلام
مسلماً تلاوت قرآن همیشه ممدوح و مقرون به ثواب است و اعتراضی به این مسئله وارد نیست. اما، اینکه هرکس به سلیقه خودش چیزی را ابداع کند و بعنوان سنت یا استحباب و یا بعنوان یک نسخۀ شفا بخش در جامعه و در بین مردم رواج دهد، نه تنها روا نیست، بلکه بدعت هم محسوب می شود.



در مورد کامنت خصوصی حق با شماست. اتفاقاً من اول حرف «یا» را آورده بودم. اما از باب اینکه برای خواننده، تداعی معنی هم پایگی و برابری یا تقابل دو فرد را نکند، به این شکل تغییرش دادم. با این وجود، فرمایش شما را هم یه جوری اِعمال کردم که شائبه دستبرد ایجاد نشود.
در عین حال با ترجمه الهی قمشه ای می شود: آیا آن کیست که...
ترجمۀ آیت الله مکارم: یا کسی که...
ترجمه جلال الدین مجتبوی: یا آن که...
چه جالب من نمیدونستم....
حالا خوندنش عیبی نداره چون بخشی از آیه قرآنِ
اما برام جالب بود...
پاسخ:
به قول علما اگر به قصد ورود بخوانید، شاید خالی از اشکال نباشد.
اما اگر به عنوان تلاوت آیه ای از قرآن باشد، نه پنج بار، نه هفت بار، بلکه هرچه می خواهی بخوان...


شنیده اید که فرموده اند ذکر صلوات بالاترین اذکار است و تأکید هم شده است که بعد از صلوات، عبارت و عجل فرجهم را هم بگوییم. ولی می دانید که هیچ یک از فقها و مراجع ذکر این عبارت را بعد از صلوات در تشهد نماز جایز ندانسته اند. چرا؟ ...!! 
سلام
چرا غیر از تفسیر نمونه؟

آقا بنده به شخصه تاثیر این آیه شریفه را دیده ام.
کما اینکه معنی آیه بسیار سازگار است با انسان مضطر و درمانده
وجاییکه خود قرآن شیوه تکلم می آموزد دیگر نیازی به روایت نیست کما اینکه ردعی نداریم و اتفاقا موافق این معنی هم خودتان روایت آوردید

دست مریزاد
پاسخ:
سلام
چون فقط سه جلد از تفسیر نمونه را دارم و نمی خواهم بیشتر از این داشته باشم.
من معمولاً به تفسیر المیزان و مجمع البیان مراجعه دارم.

بنده هم در شرایط اضطرار خدا را خواندم و نتیجه هم گرفتم. اما طبق نقل تفاسیر، این آیه تأکید دارد که خداوند دعای انسان مضطر را هنگامی که او را بخواند اجابت می کند. در حالیکه ما با خواندن این بخش از آیه، هنوز چیزی از خدا طلب نکردیم که توقع اجابت داشته باشیم.

روایتی را هم که من آوردم، اگربا دقت بخوانید. می بینید که بعد از فراز اول آیه، امام (ع) در ادامۀ آن نیازش را از خدا طلب کرده است.
با این وجود و با توجه به قسمت پایانی آیه و نیز به استناد برخی احادیث، مضطر حقیقی در این آیه، امام مهدی (عج) است. هرچند که سایر انسانها هم در بسیاری از امور، می توانند مصداق مضطر واقع شوند.

در حدیثی از امام صادق (ع) چنین آمده: " این آیه در مورد مهدى از آل محمد (ع) نازل شده، به خدا سوگند مضطرّ او است، هنگامى که در مقام ابراهیم دو رکعت نماز بجا مى‏ آورد و دست به درگاه خداوند متعال بر مى‏ دارد، دعاى او را اجابت مى‏ کند، ناراحتى‏ ها را بر طرف مى‏ سازد، و او را خلیفه روى زمین قرار  می دهد. بحار الانوار ج 51 صفحۀ 48


ممنون از شما که خواندید و نقد فرمودید.

سلام

پژوهش شما و پیگیری صحت و سقم یا به عبارتی سندیت این نیایش زیبا بسیار با ارزش است...

خسته هم نباشید...

اما من فکر می کنم این بخش از آیه حتی اگر سنتی من درآوردی باشد...سنت زیبایی است...

معنای آن بسیار زیباست و در خواست کنندگان به جا از آن استفاده می کنند...

حتی اگر دعای مخصوص نباشد...کلامی زیباست...برای درخواست حاجت و رفع گرفتاری...

البته من تخصصی در این زمینه ندارم...جسارت مرا ببخشید...در حد درکم از موضوع نظرم را عرض کردم...



پاسخ:
سلام
ممنون که خواندید.

همه آیات قرآن نورند و مقدس و زیبا هستند. ولی هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.
حرف من این است که خدا را به عنوان آنکه دعای مضطر را می پذیرد، بخوانیم و به دنبال آن حاجت مان را هم که شفا هست و یا هر چیز دیگر ذکر کنیم.

با این وجود بنده مانع کسی نمی شوم که از این سنت پیروی کند یا نکند. فقط نتیجه بررسی هایم را نوشتم. اما، خودم دوست دارم هیچ وقت خارج از چارچوبی که ائمه اطهار علیهم السلام و به تبع آنها فقهای عزیز مشخص کرده اند، رفتار نکنم...
مردمان خوش ذوق!
جالب و مفید مثل همیشه...
ممنون
پاسخ:
ممنونم مثل همیشه.
۰۸ خرداد ۹۵ ، ۱۰:۴۹ انارماهی : )
سلام
خیلی خوب نوشتید
حالا همه ی اینها به کنار
ترجمه ی واژه ی مضطر اصلا اختصاص به بیماران نداره، نه که بیماران مضطر نباشند ولی میشود کسی بیمار باشد و مضطر نباشد
اینه که اصلا نباید این آیه رو محدود به شفای بیماران کرد
پاسخ:
سلام
به عبارتی انسان بیمار، نیازمند شفا هست ولی این بیمار، مصداق انسان مضطر نیست.
در تفسیر المیزان، ویژگی هایی برای انسان مضطر بر شمرده است که به این سادگی شامل حال بیماران و گرفتارهای معمولی نمی شود. یعنی این جور نیست که هرکس برای هر مشکل یا نیازی خودش را مضطر فرض کند و...
۰۸ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۱۰ انارماهی : )
بله
مقام اضطرار مقام بالایی ست که به این سادگی ها شامل حال هر کسی نمیشود
پاسخ:
سپاس از شما.

لحن خواندنش هم به شکلی ست که انگار چیزی واقعا دارد طلب می شود!

پاسخ:
چه بسا خیلی هاشون هم توجهی به معنی آنچه می خوانند ندارند.
سلام
به نظرم تیترو عوض کنید
شاید "من دراوردی" نباشه.
یعنی کاملش این بود تا الان سر کار بودیم ؟؟ :)))
پاسخ:
سلام.
هرجند که شخصاً عنوان سنت های من درآوردی را ترجیح می دهم، ولی به احترام نظر شما اصلاحش کردم.

اگر با زاویه دیدی که شما فرمودید به موضوع نگاه شود حق با شماست...

کاملاً صحیح می فرمایید...

پاسخ:
ممنون
عنایت شما هم قابل تحسین است.
بسیار عالی بود...
هم پست مربوطه هم کامنتها و پاسخهایی ک دادین...
استفاده کردیم...
خدا خیرتون بده بابت مطالب تحلیلی و تحقیقی...
ممنون...
پاسخ:
ممنونم از این که می خوانید
۰۸ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۳۹ انــــــ ـار
عجب!
عجیبه که یه مسئله ذوقی این قدر رایج و فراگیر میشه.
پاسخ:
احتمالاً به خاطر اخلاص و اعتقادات پاک مردم است.
خیلی ممنون از توجه تون!
پاسخ:
ممنون از پیشنهادتون
سلام
البته بنظر من این جور آیه ها به  انسان امید میدن . وقتی این آیه رو تکرار می کنیم دیدگاه خودمون رو داریم درباره ی خدا بیان می کنیم "خدایی که وقتی درمانده ای او را بخواند اجابتش می کند"
این امید خودش باعث استجابت دعا میشه. 
میگن اون دنیا زمانیکه بنده ی گناهکاری رو بعد از حسابرسی به سمت جهنم میبرن و اون از روی امید به پشت سرش نگاه می کنه خدا دستور میده بخاطر امیدی که به من داشت برش گردونین . 
البته درست میگید باید به معنیش توجه کنیم .
التماس دعا
پاسخ:
سلام
بله، این آیه و خیلی آیات دیگر از قرآن، هم به ما معرفت می بخشند و هم موجب امید می شوند. ما که منکر این قضیه نیستیم.
اما باید در مقام یک انسان مضطر دست به دعا برداریم و حاجت بخواهیم تا خدا هم اجابت کند.



همین التماس دعا،  نشون میده که تا دعا در کار نباشد. اجابت هم حاصل نشود.
خداوند عافیت و عاقبت به خیری عطایمان فرماید
سلام و ادب
هر وقت اینجا میام و مطالبتون رو میخونم یک موضوع جدید یاد میگیرم.
واقعا جالبه که همیشه در حال یاددادن هستید و وبلاگتون رسالت معلمی رو کاملا اجرا میکنه.
ممنون از مطالب بسیار ارزنده و آموزنده تون.
پاسخ:
سلام و احترام
نظر اطف شماست
سلام. بنظرم باز هم کمی تند بود. درست مثل تحلیل های مسائل سیاسی که اینجا می خونم.
نسبت من دراوردی که عبارت معادل "بدعت" رو تداعی میکنه، با فرضیات نماز بسیاری از مراجع عظام که تاکید بر این آیه شریفه دارند نظیر آیت الله نوری همدانی، کمی ناخوشاینده.
ای کاش برداشت خوب و تحقیق پرزحمت ات رو با این یک عبارت "صرفاً یک مسألۀ ذوقی و من درآوردی است " تنزیل نمی دادی. بهرحال ممنون و خداقوت از دغدغه هات.
پاسخ:
سلام.
بنظرم تند نیست. تند آن است که مداح محترم مجلس یا تعقیب خوان مسجد بدون آنکه دردی از جامعه رو احساس کنه و بی آنکه بداند در جهان اسلام چه میگذرد، بلندگو را با آخرین ولوم جلوی دهانش میگیرد و برای شفای مریض منظور، مردم را وادار میکند تا با صدای بلند ۱۴بار آیه شریفه را بخوانند و تاکید هم دارد جوری فریاد بزنند که صدای شان به گوش فلک هم برسد.
اگر حضرت ایت الله نوری همدانی جایی کتبا تاکید بر این مسئله دارند، آدرس رو بفرمایید حتما بررسی خواهم کرد. البته استحضار دارید که در باب احکام و تقلید، قول و نوشتهٔ حضرات مراجع حجت است، نه فعل آنها.

ضمنا واژه من دراوردی و ذوقی و سلیقه ای هیچ فرقی با هم ندارند و بالاخره اگر کاری خارج از اصول و سیره ائمه اطهار باشد، آرام آرام تبدیل به بدعت هم خواهد شد.
تشکر و سپاس

سلام نایب عزیز
خوب هستید برادر؟
منو ببخشید باید زودتر خدمت می رسیدم.
بعدا می خونم. هر چند نوشته های شما نخونده و دربست، تحسین کردنیه.
[گل]
پاسخ:
سلام برادر بزرگوار،
بحمدالله نعمت سلامتی  موجود و موفور است. جز اینکه حقیر نیز چند صباحی بی توفیق شدم و از خواندن نوشته های دوستان بی نصیب. ان شاء الله عنقریب از سفر بر میگردم و جبران مافات خواهم کرد.

البته نظر لطف شماست. ولی من نوشته های خودم را پر از نقص میدانم. ان شاء الله فرصت کردی بخوان و به سیاق حوزویون شاخ و برگ ما را حرس بفرما. شاید کمی کُرک و پر اضافی ما بریزد و درخت اندیشه ما به بار بنشیند.

شاخه گل.

۱۴ خرداد ۹۵ ، ۰۷:۳۴ آب‌گینه موسوی

بله؛ من بی آن‌که اطّلاعاتِ بالا را داشته باشم، به جهتِ معنای آیه، خودم آن را تغییر می‌دادم و یا من... می‌خواندم. در ادعیۀ مختلف هم آمده است...

صبحی در دعای ندبه، آن فرازِ «اَین المضطرُّ...» یادِ یادداشتِ حضرتِ‌عالی افتادم.

پاسخ:
درود بر خانم موسوی.

شما بزرگوارید و البته من هم در مقام شاگرد، اینجا درس پس می دهم.
چه جالب، خودم هم امروز موقعی که  رسیدم به «این مضطر الذی یُجاب اذا دعی» یاد نوشته خودم افتادم. اما سعی کردم زود فراموشش کنم.

به هر حال ممنون از شما.
۱۴ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۴۹ ....مسعود ....
ممنون
پاسخ:
گُل
منم قبلا بهش فکر کردم که این دعا نیست ولی کنکاش نکردم ..
مثل این است که بگوییم الا بذکر الله تطمئن القلوب، خوب دعا نیست یکجور قوت قلب است :)
پاسخ:
ماشاءالله شما خودتون یه پا محقق هستید.
نه نایب عزیز
ما سواتمون به این چیزای دقیقی که شما می نویسید قد نمی ده.
بعدش اون "سیاق" بخوره توی سر یکی مثل من.
بده اگه ما مثلا حوزوی ها به خراب کاری معروف شدیم:(
البته دیر پذیری و استدلال محوری خوبه، ولی چپ بینی نه.
دیگه اینکه تشکر از مطلبتون و تفحصتون.
اما من جای شما بودن دست کم عنوان رو با تعبیر سلیقه ای نمی آوردم. احتمال یک درصد می دادم که سلیقه ای نباشه.
می دونی عزیزم. توی دعا ما اسلوبای مختلف داریم. نه تنها ادعیه غیر ماثوره، که دعاهای ماثور هم همین طوره.
لذا به صرف اینکه با ادات استفهام شروع شده این دعای رایج نمیشه ردش کرد.
مونده به اینکه آیا سندی براش هست یا نه؟
من سر منبرام گاهی با همین دعا ختم مجلس رو اعلام می کنم و...
ولی اگه دلیل نداشته باشیم ولی سیره متشرعه بر یه کاری رفت، دست کم تو رد کردنش باید احتیاط کنیم.
البته سیره متشرعه هم صرفا به معنای، انجام یه فعل توسط مذهبی ها نیست. چون بعضا خرافات حتی تو قشر مذهبی ها هم میاد.
شیخ انصاری در باب سیره متشرعه بحث کرده و من سواد فهمش رو ندارم.
اما حداقل یادمه که سیره متشرعه، اونم اون دسته متشرعه ای هایی که جزو همون موج عام نیستن، تو یکی دو نسل اخیر این امن یجیب... رو می خوندن. اگه ما بتونیم پیشینه ی استعمال این دعا رو تو سیره متشرعه پیدا کنیم، حتی اگه مدرک حدیثی و قرآنی هم پیدا نکنیم این سنت، دیگه سلیقه ای نیست و شرعی میشه.(اجمالا اینکه بعضی سیره ها هست نسل اندر نسل به ما رسیده و منشا حدیثی-اعم از گفتاری یا تقریری یا عملی- داشته و به مرور زمان سیره باقی مونده، ولی حدیث فراموش شده)
راستی نمی دونم کدوم تفسیر روایی رو بود چند سال قبل دیدم که مضطر توی آیه رو به امام عصر نازنین و دوست داشتنی سفر کرده مون تفسیر کرده بود.
سپاس مجدد از شما دوست دانا
پاسخ:
البته بیسوادی شما با بیسوادی من فرق می کنه. فرقش هم خیلی زیاده.!!
فرقش اینه که منظور شما را من اصلاً متوجه نشدم.
ولی میدانم این سنت را به حوزوی ها نسبت ندادم. بلکه تحقیقم را از درون حوزه شروع کردم. 
در مورد عنوان پست هم مثلاً به نظر شما چی باید میگذاشتم؟ مثلاً عنوانش را «سنت فوق سلیقه» بگذارم مشکل حل می شود؟
به هر حال من یک تحقیق ساده و معمولی را انجام دادم. اعتراضی هم به اصل موضوع وارد نکردم . بلکه شکل صحیح تر را متذکر شدم. حالا اگر کسی به اون اعتراض داره خب بیاد یک سند ارائه بده و بگه تا من حرفم را پس بگیرم. 
در مورد بعضی سیره های متشرعه هم حرفی ندارم . ولی میدانم سیره متشرعه هم اگر از حد و حدود معینی خارج بشه به یه مصیبت تبدیل میشه و اونوقت می افته دست یک سری مداح ها و سر از جاهایی در میاره که باید امثال شهید مطهری ها بیایند و تحریف های عاشورا را بنویسند. و یا مثلاً حصرت آیت الله جوادی آملی باید بیایند و از سر ناچاری به طلاب عزیز توصیه کنند که: نگذارید مردم دین شان را از مداحان بیاموزند!!
ضمناً من که حدیث مربوطه را هم از بحارالانوار نقل کردم و شرایط فرد مضطر را هم به نقل از المیزان در پاسخ به یکی از کامنت ها عرضه داشته ام. و طبق نقل احادیث به مظطر حقیقی یعنی امام زمان هم اشاره کردم و ............


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی