نایب بیان

مخموری مرا بجز این می علاج نیست ......... مطلب عیان بوَد به بیان احتیاج نیست

نایب بیان

مخموری مرا بجز این می علاج نیست ......... مطلب عیان بوَد به بیان احتیاج نیست

نایب بیان

شمعیم و خوانده ایم خط سرنوشت خویش
ما را برای سوز و گداز آفریده اند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بسم الله الرحمن الرحیم
اینجا، آرایشگاه اندیشه و کلام من است.
در دیار حادثه های رنگارنگ و در بن بست
قافیه های تنگاتنگ.

اینجا، آرامشگاه دغدغه هایی ست که
گاهی از واژه های سکوت فاصله می گیرد
و گاهی نوای حوصله را با واژه های بی صدا
فریاد می زند!
اینجا،خانۀ خلوص و خلوت من است.
اینجا، با گلواژه های عطش و عشق و تماشا
مفروش می شود و با اقاقی های آویخته بر
دیوار صبر، به استقبال لاله ها می رود.
امید که در میزبانی آیه های انتظار، پای
استقامتم لنگ نباشد.

نایب بیان، واژه ایست که از واژگونی
نمی هراسد و ازهیچ سمت و سویی
به بن بست نمی رسد.
نایب بیان، واژه ایست مستوی که نگاه
معیوب چپ و راست، اصالت او را به هم
نمی ریزد و مفهومش را تغییر نمی دهد.

نایب، از اسلام آمریکایی و تشیّع انگلیسی
بیزار است و با آن می ستیزد.
نایب، درعمل به آموزه های دینی و انتخاب
مشی سیاسی، رهرو امام خمینی و مرید
و مقلد امام خامنه ایست. با این وجود برای
همۀ مراجع آگاه و علمای دلسوز شیعه
احترام ویژه قائل است و از محضر علم و ادب
آنها درس معرفت وبصیرت می آموزد.

نایب، در جبهۀ فرهنگی و سیاسی نیز
به کسانی احترام می گذارد که بر حفظ
آبروی جمهوری اسلامی همت می گمارند
و برای اعتلای فرهنگ شیعه تلاش می کنند،

یقیناً وقت شما با ارزش است، به همین
دلیل راضی نیستم از روی ناچاری و یا
معذوریت های دوستانه، وقت گرانبهایتان
را برای خواندن مطالب این وبلاگ تلف کنید.
کامنت های شما را هم دوست دارم. اما
رضایت و مسرّت شما را بیشتر!

انتقاد، پیشنهاد، و تذکرات شما را با کمال
میل پذیرا هستم....

هیچیک از مطالب این وبلاگ اقتباس و
کپی پیست نیست. اما کپی برداری از
نوشته های این وبلاگ با ذکر نام برای
همه آزاد است و نیاز به اجازه ندارد..

این وبلاگ از تأیید کامنت های تبلیغاتی
در هر زمینه ای که باشد معذور است.

هر وبلاگی را که مناسب بدانم، لینک
و یا دنبال میکنم. دیگران نیز در لینک دادن
به این وبلاگ آزادند.

به کسانی که در خواست لینک یا دنبال
شدن می کنند پاسخ نخواهم داد.....

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

۸ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

.

مسجد نزدیک خانۀ ما، بسیار شیک و نظیف و در عین حال بسیار فعال و با نشاط است. می توانم ادعا کنم  از معدود مساجدی هست که هم نظم و ترتیبش مثال زدنی ست و هم قدرت جذب فوق العاده ای دارد. برنامه های ثابت و تعریف شده اش برای گروه های نوجوان و جوان در طول سال قابل استفاده است. این مسجد دو ویژگی ارزشمند دارد که مردم محل به آن می بالند و این جا را پایگاه بزرگ اسلامی اش می نامند:

  1. داشتن هیئت امنای جوان، با درایت، پُرکار، جذاب، همدل، همزبان، موجّه و مقبول و ولایت مدار.
  2. داشتن امام جماعت باسواد، خوش اخلاق، روزآمد، بانظم، غیر شاغل، مسلط در گفت و گو، متخصص در تدریس و در عین حال دوست داشتنی و محبوب.

 

امام جماعت مسجد ما، برای نماز مغرب و عشاء، معمولاً زودتر  از وقت اذان به مسجد می آید و گاهی تا دو ساعت بعد از نماز در مسجد می ماند و شبهات اعتقادی جوان ها را با بیانی زیبا، مختصر و با مثال هایی بدیع و علمی پاسخ می دهد.

از خصلت های خوب ایشان این است که از مطرح شدن به شدت پرهیز می کند. به همین دلیل، وقتی اهالی رسانۀ ملی خواستند از جلسات ایشان برای پخش در شبکۀ تهران تصویر برداری کنند، به آنها اجازه نداد.

امام جماعت این مسجد، حق بزرگی به گردن من دارد. به همین دلیل، شخصاً او را عزیز و گرامی می دارم و برایش بسیار دعا می کنم.

.

  • علمای خوب و وارسته واقعاً نعمت بزرگی هستند که باید قدرشان را بدانیم.
  • خدا شرّ علمای بد و خائن را از سر ملت مسلمان بردارد و رسوایشان سازد.
  • عالِم بد یعنی کسی که لباس تبلیغ دین را پوشیده، ولی سر در آخور بیگانگان دارد و به نفع دشمن حرف می زند.
  • عالم بد کسی است که از اسلام و شریعت نبوی پلی می سازد برای عبور به سمت بیگانه و دشمن.

 .

آموزه ای از کلام امام خمینی (ره) :

 یقیناً اگر جهانخواران مى‏ توانستند، ریشه و نام روحانیت را مى ‏سوختند. ولى خداوند همواره حافظ و نگهبان این مشعل مقدس بوده است و ان‏ شاءاللّه‏ از این پس نیز خواهد بود، به شرط آنکه حیله و مکر و فریب جهانخواران را بشناسیم. البته بدان معنا نیست که ما از همۀ روحانیون دفاع کنیم، چرا که روحانیون وابسته و مقدس‏ نما و تحجرگرا هم کم نبودند و نیستند. در حوزه‏ هاى علمیه هستند افرادى که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدى فعالیت دارند. امروز، عده ‏اى با ژست تقدس مآبى چنان تیشه به ریشۀ دین و انقلاب و نظام مى‏زنند که گویى وظیفه‏ اى غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه‏ هاى علمیه کم نیست. طلاب عزیز لحظه‏ اى از فکر این مارهاى خوش خط و خال کوتاهى نکنند، اینها مروّج اسلام امریکایى‏ اند و دشمن رسول اللّه‏.

۱۸ نظر ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۱۷
نایب

 .

برای سومین بار، مامانِ دختر خانم تقاضای خانوادۀ خواستگار را رد کرد و اجازه نداد که والدین به همراه آقا پسر عزیزشون، برای آشنایی و دیدار اولیه، خدمتِ آنها برسند. او، از همان ابتدا، با شهامت و افتخار، شماره همراهِ دخترش را داد و گفت که بهتر است پسر و دختر، خودشون با هم قرار بگذارند و چند باری همدیگر را ببینند. اگر به توافق رسیدند، بعداً برای آشنایی و خواستگاری تشریف بیاورید!!

خیلی تعجب کردم و کنجکاو شدم تا علت این پدیدۀ جدید را بفهمم. بالاخره بابای سرشناس و روانشناسِ این دختر را دیدم و خیلی محترمانه و البته زیرکانه، نظرش را پرسیدم. معلوم شد که خودش اطلاعی در این باره ندارد! اما، از زبان همسرش که او هم روانشناس است! چنین گفت:

  1. به دلیل برخی معذوریت ها، وقتِ پذیرایی از مهمان را ندارند !!
  2. ممکن است خانوادۀ خواستگار، دختر را نپسندند و ازدواج صورت نگیرد. در این صورت، همسایه ها که متوجه آمدنِ خواستگار شده اند، نسبت به دختر یا خانوادۀ اش گمانه زنی بد خواهند کرد...!
  3. هزینه های دیدار و گفت و گوی دختر و پسر در بیرون، عرفاً از جیب پسر است و از این جهت، بر خانوادۀ دختر هزینه ای تحمیل نمی شود!!
  4. پسرها جدای از خانواده، زودتر به تصمیم می رسند. بنابراین، وقتی دختر خانم، چند جلسه ای با آقا پسر، رفت و آمد کند، کم کم خودش را در دل پسر جا می زند و پسر را شیفته و خاطر خواه خود می کند. در نتیجه، خانوادۀ خواستگار شرایط دختر را می پذیرند. یعنی با این کار، پسر ناخودآگاه در برابر عمل انجام شده قرار می گیرد و اگر خانواده اش هم با این ازدواج موافق نباشند، آقا پسر شجاعت پیدا می کند تا در برابر پدر و مادرش هم بایستد!!

.

.

.

 

 + این ماجرا، داستان نبود. از واقعیت هایی ست که همین چند روز پیش شاهدش بودم. هم معرف را می شناسم و هم با این رن و شوهر روانشناس آشنایی دارم...

+ خوشبختانه، آقا پسر و خانواده اش، این پیشنهاد را قبول نکردند...

 .

++ در مورد روش های خواستگاری و تفاوت نگاه ها،  اینجا  ،  اینجا  و  اینجا  را هم خوانده ام. بد نیست شما هم مطالعه بفرمایید.

۲۱ نظر ۲۱ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۱۰
نایب

.

مرداد ماه سال 92 بود و آقای روحانی بعنوان رئیس جمهور منتخب، هنوز سکان اداره کشور را در اختیار نداشت. اما، از این فرصت استفاده می کرد و دائم در مصاحبه ها و سخنرانی هایش. از اعتدال سخن می گفت و از راستگویی و فراجناحی دولتش حرف می زد.

در همان ماه، جمع کثیری از دانشجویان و نمایندگان تشکل های دانشجویی، دیداری با مقام معظم رهبری داشتند. به هر دلیلی بندۀ حقیر هم یکی از آن جمع کثیر بودم که توفیق دیدار نصیبم شده بود و...

من نسبت به حافظه ام ادعایی ندارم. اما، از چند بار دیداری که تا حالا نصیبم شده خیلی از مباحث و نکات سخنرانی حضرت ماه را به خاطر سپرده ام. لیکن از سخنرانی مردادماه 92 به خاطر حال و هوای بعد از انتخابات  و بنا به دلایلی دیگر، دو مطلب زیر، بیشتر در ذهنم نقش بسته است که هر دو را عیناً نقل می کنم.

حضرت آقا در پاسخ به اولین سئوال دانشجویان، چنین فرمودند:

 یکى از دوستان به مسئله‌ اعتدال اشاره کردند و از من خواستند که «اعتدال» را معنا کنم؛ چون دولت منتخب، شعار اعتدال می دهد. به نظرم این تکلیف من نیست که اعتدال را معنا کنم. بالاخره هر کسى یک نیتى، یک فکرى پشت سر حرف و شعارش هست. رئیس جمهور منتخبِ محترم حتماً این کار را خواهد کرد و اعتدال را معنا خواهد کرد و عرصه براى قضاوت ها باز است؛ ما هیچ کس را از قضاوت کردن دربارۀ مطالبى که گفته میشود، منع نمی کنیم. البته من توصیه‌هائى دارم که شاید ان‌شاءالله در خلال مطالب عرض کنم.

و در پاسخ به سئوال بعدی چنین فرمودند:

یکى از دوستان اشاره کردند که بین دانشجویان به خاطر اختلاف در تحلیل دربارۀ مسائل گوناگون، کدورت هائى وجود دارد. من جداً می خواهم این را خواهش کنم که همه کوشش کنند که اختلاف نظر در تحلیل، در برداشت، در تلقى از واقعیت ها، به کدورت نینجامد، به دعوا نینجامد. خب، مثل محیط هاى علمى، دو نفر ممکن است نظرات علمىِ متفاوتى داشته باشند؛ این لزوماً به درگیرى و مخالفت و دشمنى نخواهد انجامید؛ خب، دو تا نظر است.

در زمینۀ مسائل سیاسى و اجتماعى هم به نظرم میرسد که وقتى در چهارچوب ها شما متفق و متحدید، این جور باید برخورد کنید؛ نگذارید به کدورت بینجامد. بله، ممکن است کسانى باشند که از لحاظ اصول و مبانى با شما دشمنى کنند؛ خب آن یک مقولۀ دیگرى است، یک بحث دیگرى است؛ اما اختلاف نظر نباید به دعوا و کدورت و احیاناً خشونت بینجامد. امام (رضوان الله علیه) - البته نه به دانشجویان  - مکرر به سیاستمداران و نمایندگان و مسئولان و فعالان سیاسى توصیه می کردند و می گفتند مثل مباحثۀ طلبه‌ها رفتار کنید. طلبه‌ها در هنگام مباحثه، گاهى اوقات علیه هم عصبانى می شوند - حالا مضمون هم می گویند به طلبه‌ها، می گویند کتاب تو سر هم میزنند! که البته چنین چیزى نیست - بحث می کنند، داد می کشند؛ کسى نگاه کند، خیال می کند این ها می خواهند مثلاً همدیگر را تکه‌پاره کنند؛ در حالى که نه، مباحثه که تمام میشود، بلند میشوند می روند با همدیگر سر سفره مى‌نشینند و آبگوشتشان را می خورند،

.

.

این پست، هیچ ارتباطی با کامنت های تند و تیز  اینجا  و  اینجا  ندارد.

۸ نظر ۱۹ مرداد ۹۵ ، ۱۹:۵۸
نایب

 .

مناعت طبع، وفای به عهد، وظیفه شناسی، خیر خواهی، قناعت ورزی، یتیم نوازی، دل نوازی، ظلم ستیزی، ظلمت گریزی، پروا پیشگی و تقوای همیشگی، همه در راستای همان عهد و پیمانی هست که خداوند متعال از علما و دانایان گرفته است.

این ها، فقط اندکی از نشانه های انسان‌های موحّد و متعهد است که باید مترصّد خود و جامعه باشند. اگر کوتاهی کنند، مقصرند. اگر این ویژگی ها را نقض کنند، متجاهر و متجاسرند و اگر رهایش کنند؛ می شوند کالانعام، می شوند بَل هُم اَضَلّ، می شوند شَبَحی عاری از جمال و کمال و مصداقی از اَشباهُ الرِّجال وَ لا رِجال.

.

.

  • اوصاف متقین در خطبۀ همام بسیار خواندنی ست. اما، خطبه جهاد، بسی درد آور است و سند تنهایی علی ست.
  • وقتی آوای روح نواز علی را در آن خطبه و فریاد مظلومیت علی را در این خطبه می خوانم، می فهمم که با دنیای امام و راه علی ، بیش از هزار و جهارصد سال فاصله دارم. حالا با این وا ماندگی و عقب ماندگی، آیا می شود از منتظران ظهور باشم...

.

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن           با مردم بی درد ندانی که چه دردیست

۹ نظر ۱۶ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۵۴
نایب

.

 قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله وسلم:

صنفان من اُمّتی إذا صلحا صلحت اُمّتی و إذا فسدا فسدت اُمّتی قیل: یا رسول اللّه ومن هما؟ قال: الفقهاء والاُمراء.

.

هنگامى که دو صنف از امت من صالح باشند، امت من صالح خواهد بود و چون فاسد شوند، امت من فاسد مى شود. سؤال شد یا رسول اللّه آن دو صنف کدامند، فرمود فقیهان دین و امیران و حکمرانان.

 .

بحمدالله، هنوز فقیهان و دین شناسان بسیاری داریم که چراغ بصیرت و هدایت شان بر قلّه فقاهت می درخشد و عزت و مناعت طبع شان، به اسلام و امت اسلام آبرو می بخشد. پس، خیال ما از این بابت، فعلاً راحت است.

اما، آیا حاکمان ما هم در همین مسیر حرکت می کنند؟ آیا مدعیان تدبیر هم، همین گونه اند؟ آیا کلید جادویی رئیس دولت، واقعاً قفل مشکلات اقتصادی و سیاسی ملت را گشوده است یا فقط دنیا را به کام ظالمان و ستمگران و عیاشان شیرین کرده است؟

.

متأسفم برای مردمی که همچنان منتظر مانده اند تا درشرایط پسا تحریم لقمه معاششان چرب تر شود!!

.

عشق نوشت:

آن که کام از لب شیرین تو خواهد، باید             نیش را بــر قــــدح نوش مقــــدم دارد
شاکـرم شاکـر اگـــر زهـر پیاپی بخـشد            خوشدلم خوشدل اگر نیشِ دمادم دارد

.

.

ولادت جلوۀ کوثر، شفیعۀ محشر، حضرت معصومۀ اطهر(س) و روز دختر مبارک.

.

*خصال شیخ صدوق

*سفینة البحار ج 1

۱۴ نظر ۱۴ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۲۲
نایب

.

قبل از اینکه جنابِ روحانی، رئیس جمهور شود، گاهی اوقات از باب مزاح، به دوستانم می گفتم که من پشتِ سرِ هیچ آخوندی نماز نمی خوانم، مگر اینکه اون آخوند، روحانی باشد. یعنی وارسته و شایسته و دارای زهد و تقوا باشد.

اما از وقتی که آقای حسن فریدون معروف به روحانی، رئیس جمهور شد، بخاطر شعار های دروغ و عملکرد نا زیبا و برداشت های تحریف آمیزش از صلح امام حسن علیه السلام و به دلیل تحریفِ نهضتِ عاشورای اباعبدالله علیه السلام و به خاطر توهین های مکرر ایشان، الزاماً تغییر تاکتیک داده و به دوستانِ عزیزم عَرضه می دارم که:

پشت سر هیچ روحانی و افرادی از جنسِ روحانی! نماز نمی خوانم مگر این که اون روحانی، آخوند باشد.. یعنی دارای علم و فضل باشد. یعنی اهل قرآن و فقه و حدیث باشد. یعنی سیاست را در بستر قال الباقر و قال الصادق دنبال کند. یعنی آموخته های دینی اش بر آموزه های انگلیسی اش بچربد

.

البته در همین حیص و بیص بود که فهمیدم، لفظ آخوند، ماهیت اصیل تر و مقبولیت بیشتری در بین طلاب عزیز و اهل علم دارد...

از تمام طلاب و علما و فضلای عزیز که دل در گرو اسلام ناب محمدی نهاده و از مکتب زلال آل محمد جرعۀ معرفت و کمال می نوشند، به خاطر این پست پوزش می طلبم.

فردا شب، جناب رئیس جمهور، در تلویزیون سخنرانی زنده دارد. مجبورم صحبت های تکراری اش را بشنوم

۱۹ نظر ۰۹ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۰۳
نایب

جلوۀ حسن تو ای زن به خود آرایی نیست         نیست گر ساده جمال تو، تماشایی نیست

.

این روزها، علیرغم وفور قیافه های اجق وجق و کلکسیونِ سیّارِ آرایش های غلیظ و زننده و زشت در خیابان های تهران و علیرغم مانور زنان سگ باز و آلوده در پارک های پایتخت، بحمدالله موج خانم های فرهیخته و دختران با وقار نیز، درعرصۀ های فرهنگی و مذهبیِ این شهر بزرگ، تماشایی و اعجاب برانگیز شده است...

تردید ندارم که حیا، حجاب، عدم خودآرایی و پاکیِ نفوسِ همین دختران پاکدامن است که سیادت و دیانت این مرز و بوم را صیانت می کند و هر روز برگ زرّینی بر افتخارات فرهنگیِ کشور تشیّع  می افزاید.

زنان و دخترانی که از زیبایی سیرت و صورت چیزی کم ندارند؛ اما، باروی باورشان آنقدر بلند و دایرۀ اقتدارشان آنقدر وسیع هست که هیچ راهزن و رهگذری یارای دست اندازی به قلّۀ حیا و عِفافِشان را نخواهد داشت.

 

از  حجابِ حُسن شرم آلودۀ لیلی، هنوز                 بید مجنون سر به پیش انداختن بار آورد

 

  • جهت اطلاع شما، قریب 64 درصد از وبلاگ های مذهبی و ارزشی در ایران، متعلق به خانم های محجبه است!
  • نایب به سهم خود، این  پیشتازی را به پاسداران حریم عفت و حیا تبریک می گوید و برای شان آرزوی موفقیت دارد...

 

 

 * ژاله اصفهانی

* صائب تبریزی

 

 

۱۱ نظر ۰۷ مرداد ۹۵ ، ۲۰:۲۵
نایب

در بوستانِ خاتم المرسلین، مدام شبنمِ لطف می تراود و از آسمانِ محبتش، پیوسته نسیم رحمت می وزد.

 رحمتِ پیامبر اعظم، به عنوان مُجری و مَجرای قاعدۀ لطف الهی، هم روح و روان شیعیان را می نوازد که عاشقانِ اهل بیتِ عصمت و امامت هستند و هم  جرم و جسمِ جماعتِ بی ولایت را حیات و انرژی می بخشد. که در جرگۀ امت اسلام جای گرفته اند.  

 از چشمۀ تسنیمِ اَشرفِ کائنات، کام هستی همۀ موجودات، سیراب است و جام سرمستی همۀ خلایق لبریز.

 خلایقِ عالَم از هر سلایق و علایقی، به واسطۀ رحمت پیامبر خاتم، جامۀ حیات می پوشند و از جام محبتِ او، جرعۀ نجات می نوشند. هم انسان های حقیقت گرای لایق و هم جماعتِ حق ستیز فاسق و هم مردمانِ حق گریزِ نالایق!! که خدایش فرمود:

وَ ما اَرْسَلْناکَ اِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ

 

پس، نسیم رحمت نبوی عام است، تامّ است و تمام است. آن سان که در خاکدان پستی و تهیدستی، حتی آدم های طاغی و یاغی و باغی و آدمک های جابر و جائر و فرو مایگانِ خائن و طاعن نیز از طفیل هستی او، رُخصتِ حیات می گیرند و کسب معاشات می کنند. حتی از سایه سار دل انگیز رسالتش، آتشکدۀ روح و جان دشمنانش هم نوید ملاطفت می گیرد. که فرموده اند:

بِیُمنِهِ رُزِقَ الوَری‌ وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الأرضُ و السَّماء

 

اما، آن چه که رسول خدا در برابر این موهبتِ خیر آمیزِ، از امت خود خواسته است، فقط مودّت اهل بیت نازنینش هست و بس:

قل لا أسألُکُم علیهِ أَجراً إِلاّ المَوَدَّةَ فیِ القُربی

 

از دو آیۀ فوق نتیجه می گیریم که رسالت نبوی، رحمتِ محض است و رحمت، عصارۀ رسالت. اجر و مُزدِ رسالت نیز فقط مودّت اهل بیت عصمت و طهارت است و  لا غیر...!

 

و حالا، آیه ای دیگر از قرآن مبین:

وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ

به حسب آنچه حقیر جست و جو کرده ام، در کلام وحی 83 بار واژۀ رحمت تکرار شده است. که در این میان، هدایت انسان ها، قریب 20 بار با گونه های مختلف، لازمه رحمت الهی قرار گرفته است. یعنی این که بشارتِ رحمتِ الهی، فقط و فقط به هدایت یافتگان مکتب وحی اختصاص یافته است!

اما، واژۀ مودّت، بطور انحصاری و اختصاصی در آیه فوق، کنار رحمت خداوند نشسته و به صورت ویژه خودنمایی می کند!

شاید بشود، این جور برداشت کرد که خداوند رحمان و رحیم، پرتوی از نور رسالت و شمّه ای از معرفتِ ولایت، یعنی معجونی از هدایت و مودّت و رحمت را یک جا در سُنّت بی بدیل ازدواج جمع کرده و بدون هیچ شرطی به انسان های متأهل، اهدا فرموده است!!

به نظر شما، پیوند مقدس دختر و پسر در قالب ازدواج شرعی، چه رابطۀ عمیق و دقیقی می تواند با رسالت و ولایت و هدایت و مودّت و  رحمت الهی داشته باشد...؟

۱۴ نظر ۰۳ مرداد ۹۵ ، ۱۹:۵۷
نایب